الشيخ محمد هادي معرفة (مترجم: ايروانى)

192

التفسير الأثرى الجامع (تفسير اثرى جامع) (فارسى)

نوع سوم : روايات ساختگى گستاخان از زبان رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم : ابو حاتم گويد : « برخى از جاعلان ، حديث بستن بر ثقات را حلال مىشمرند و بر رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم گستاخى مىورزيدند ؛ به گونه‌اى كه يكى از آنان سراسر شب را براى جعل حديث بيدار مىماند ؛ افرادى هم‌چون ابو البخترى وهب بن وهب قاضى « 1 » ، سليمان بن عمرو نخعى « 2 » ، حسين بن علوان « 3 » ، اسحاق بن نجيح مَلَطى « 4 » و پيروانشان . » نوع چهارم : جعل گاه و بى گاهِ حديث براى خوش آمد شاهان ، نه اين‌كه جعل حديث ، حرفهء او باشد : غياث بن ابراهيم « 5 » از جملهء اين گروه است . هنگامى كه

--> ( 1 ) . وى ساكن بغداد شد و قضاوت عسكر المهدى ( يكى از محله‌هاى معروف بغداد ) و سپس قضاوت شهر رابر عهده گرفت . پس از آن نيز مسئول محافظت از شهر و عهده‌دار نماز آن‌جا شد و فردى سخاوتمند و بسيار ستوده بود ، ليك در حديث ، متهم است . از جمله اوصاف مذموم ياد شده براى وى ، اين است كه دروغ‌گوترين مردم مىباشد . ابن جارود گويد : « كذّاب و پليد بود و سراسر شب را به جعل حديث مىپرداخت . » وى براى نزديك شدن به حاكمان ، روايت جعل مىكرد . او جاعل حديث قباى سياه و حديث « مسابقه‌اى جايز نيست مگر در بال [ كبوتر ] » و ديگر احاديثى است كه بالبداهه جعل مىكرد . ابن مهدى با شنيدن خبر مرگ او گفت : « سپاس خداى را كه مسلمانان را از [ شر ] او راحت كرد . » ( لسان الميزان ، ج 6 ، ص 233 ) . ( 2 ) . وى ابو داوود نخعى كذّاب است . يحيى بن معين گويد : « او به جعل حديث معروف مىباشد . . . و دروغ‌گوترين مردم بود . » حاكم گويد : « با وجود زهد و كثرت عبادتش ، ترديدى ندارم كه حديث جعل مىكرد . » ابن حجر گويد : « سخنان [ نكوهش‌آميز ] دربارهء او بى شمار است . فراتر از سى نفر از متقدمان و متأخران ، وى را تكذيب كرده و جعل حديث را به او نسبت داده‌اند . » ( لسان الميزان ، ج 3 ، ص 99 ) . ( 3 ) . حسين بن علوان كلبى . او از اعمش و هشام بن عروه روايت كرده است . يحيى گويد : « وى كذّاب مىباشد . » ابن مدينى گويد : « بسيار ضعيف است . » ابن حبّان گويد : « به نام هشام و ديگران ، حديث جعل مىكرد . » محمد بن عبد الرحيم گويد : « ابن علوان از هشام و ابن عجلان ، رواياتى ساختگى بازگو مىكرد . » ( لسان الميزان ، ج 2 ، ص 300 ) . ( 4 ) . بخشى از سخنان در مورد وى را پيش از اين بيان كرديم . ( 5 ) . [ غياث بن ابراهيم ] نخعى . احمد گويد : « مردم حديث وى را رها كردند . » جوزجانى گويد : « از افراد فراوانىشنيدم كه وى حديث جعل مىكند . » آجرى گويد : « از ابو داوود دربارهء وى پرسيدم . گفت : كذّاب است و ثقه و مورد اعتماد نمىباشد . » يحيى بن معين گويد : « كذّاب و پليد است . » ( لسان الميزان ، ج 4 ، ص 422 ) .